| طرح کتابخوانی | صفحه نخست | دلنوشته ها و دست نوشته ها | بانک سئوال | ارتباط با ما | درباره ما |
| تقویم رویش سرخ 90: شهید رضا چراغی |
|
شهید رضا چراغی
تولد: 1336 تهران شهادت: 28 فروردین 136 وی همزمان با تحصیل در سال آخر دبیرستان به فعالیت در صحنه های انقلاب پرداخت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع غائله ی کردستان توسط ضد انقلاب به مریوان رفت ودر مدت حضور خود در کردستان مدتی جانشین فرمانده سپاه دزلی و زمانی نیز مسوول محور مریوان بود. چراغی پس از شروع جنگ تحمیلی با تیپ 27 محمد رسول الله (ص) به جنوب اعزام شد و از اواسط سال 1360 تا اواخر تیرماه 1361 فرماندهی گردان حمزه را به عهده داشت و با همین مسئولیت در دو عملیات فتح المبین و بیت المقدس شرکت کرد. وی همچنین در عملیات مسلم بن عقیل به عنوان فرمانده تیپ 27 محمد رسول الله (ص) شرکت داشت و در عملیات والفجر مقدماتی پس از این که تیپ 27 محمد رسول الله به لشکر تبدیل شد، فرماندهی آن را بر عهده گرفت. در عملیات والفجر مقدماتی به وی لقب شمشیر لشکر را دادند. سرانجام رضا چراغی در عملیات والفجر 1 و در منطقه عمومی فکه به شهادت رسید. منبع: پایگاه حوزه برای خواندن آخرین مکالمه ی شهید با همسرش ادامه ی مطلب را کلیک فرمایید. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 ، ساعت: 9:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 89:شهید حسین مزینانی |
|
تقدیم به یک خواهر مهربان شهید حسین مزینانی (نیک دل)
فرزند: علی تاریخ تولد: 1348 تاریخ شهادت: 1367 محل شهادت: سردشت مریوان فرازی از وصیت این شهید عزیز از شما می خواهم که از جا برخیزید و به ندای رهبر لبیک گویید. اکنون بهترین موقعیت است که به ندای ((هل من ناصر ینصرنی)) سرور شهیدان حسین بن علی (ع) لبیک گویید و خدا را شاکر باشید که این موفقیت بسیار بزرگ نصیب شما گشته و می توانید با عنایت به امدادهای غیبی و زیر سایه ی گسترده ی ولایت، مشت محکمی بر ایادی استکبار بویژه آمریکا و اسرائیل غاصب و دشمنان اسلام و منافقین کوردل بزنید.
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ، ساعت: 22:24 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 88 : شهید ابوالفضل نوری |
|
شهید ابوالفضل نوری فرمانده ی گردان کمیل نام پدر: رحیم تولد:1337 22 فروردین ماه 1362 در عملیات والفجر 1 در منطقه ی عملیاتی فکه مفقود الاثر شد. خاطره: من و ابوالفضل خیلی صمیمی بودیم. مثل دو تا دوست هر حرفی داشتیم به هم می گفتیم. یک روز در کارگاه قند شکنی پدرم کار می کردیم، ابوالفضل با یک حالت متفکرانه و آرامی گفت: می دونی بهترین آرزوی من چیه؟ با شوخی گفتم: کیه که ندونه، تو تازه عقد کردی، خوب الان هم آرزوت اینه که نامزدت را ببینی و زودتر ازدواج کنی. ابوالفضل تبسمی نمکین کرد و باز به فکر فرو رفت، بعد از مدتی سکوت گفت: نه داداش خیلی پرتی. الان آرزم اینه که یک بار روی حضرت علی را ببینم و بعد شهید بشم. صبح مراسم عقد ابوالفضل بود همه بیدار شده بودیم که یکدفعه ابوالفضل هراسان بیدار شد و گفت: من خواب دیدم، خواب کسی را که آرزوشو داشتم. بعد یه گوشه ای رفت و شروع کرد به گریه کردن و با گریه گفت: خواب حضرت علی را دیدم. مراسم آن روز به پایان رسید و ابوالفضل بی صبرانه و بدون این که لباسهایش را عوض کند به جبهه رفت و جاوید الاثر شد. منبع : کتاب درخت آلبالو |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: شنبه بیست و دوم فروردین 1388 ، ساعت: 6:18 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 87 : شهید صیاد شیرازی |
|
شهید علی صیاد شیرازی
جانشین رییس ستاد کل نیروهای مسلح تولد: 1323 کبود گنبد (درگز) شهادت: 21 فروردین 1378 من عید امسال را با پیام این شهید آغاز کردم که دوستی درکارت پستالی برام از ایشون نوشته بود: ((ظرفیت ما انسانها برای پذیرش نعمتهای عظیم خدا خیلی پایین است. بنابراین وقتی غرق نعمت می شویم اولین سستی و سهل انگاری ما فراموشی خداست. غفلت از یاد خداست)) شهید صیاد شیرازی
ماجرای شهادت : لباس آبی تنش بود. ماسک زده بود و داشت خیابان را جارو می کرد. تعجب کردم. - رفت گرها که لباسشون نارنجیه؟ در حیاط را تا آخر باز کردم. بابا گاز داد و رفت بیرون. یک لنگه ی در را بستم. چفت را بالا انداختم. جارویش را گذاشت کنار و رفت جلو. یک نامه از جیبش درآورد. پدر تا دیدش، به جای این که شیشه را بکشد پایین، در ماشین را باز کرد. نامه را ازش گرفت که بخواند. دولا شدم، چفت پایین را ببندم. صدای تیر بلند شد. دیدم یکی دارد می دود به طرف پایین خیابان؛ همان که لباس آبی تنش بود. شوکه شدم. چسبیده بود به زمین. نتوانستم از جام تکان بخورم. کنده شدم، دویدم به طرف بابا. رسیدم بالای سرش. همان طور، مثل همیشه، نشسته بود پشت فرمان. کمربند ایمنی اش را هم بسته بود. سرش افتاده بود پایین؛ انگار خوابیده باشد، اما غرق خون. منبع: یادگاران کتاب صیاد شیرازی برای خواندن خاطراتی از این شهید که از کتاب ((ناگفته های جنگ )) انتخاب شده است ادامه ی مطلب را کلیک فرمایید. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ، ساعت: 9:49 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 86 |
|
شهید سید مرتضی آوینی
تولد: 21 شهریور ماه 1326 شهادت: 20 فروردین ماه 1372 محل شهادت: فکه به علت انفجار مین در جستجوی حقیقت در کوچه پس کوچه های شاه عبدالعظیم سال 1326، در خانه ای که هر سرک کشیدنت، مساوی بود با رسیدن به خانواده ای دیگر!، سید مرتضی آوینی، قدم های کوچکش را برای برداشتن گام هایی بزرگ، به خاکی پر مخاطره زمین گذاشت. سال های واپسین تحصیلش در مقطع ابتدایی، مقارن شده بود با حمله اسرائیل به مصر و سید مرتضای 12 ساله، تحت تاثیر تبلیغات عربی، گچ را روی تخته لغزاند که :((خلیج عقبه، از آن ملت عرب است.)) و مدیرشان می بیند و شماتتش می کند که چرا وارد معقولات شده ای؟ و اگر نبود وساطت یکی از معلمین، همان روز، مرتضی باید مدرسه اش را با پرونده ای زیر بغل! به قصد خانه ترک می کرد. برای خواندن ادامه متن ادامه ی مطلب را کلیک فرمایید. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ، ساعت: 6:27 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 85 |
|
شهید آیت الله سید محمد باقر صدر
نام پدر: سید حیدر صدر (شهید صدر با سی و یک واسطه به امام موسی کاظم (ع) می رسند) تولد:1335 هجری قمری شهادت: 19 فروردین 1359شمسی و 1400 هجری قمری در سن 47 سالگی توسط رژیم بعث عراق نامه شهید صدر فرزندانم و عزیزانم؛ خداوند شما را با چشمان خویش که هرگز خواب به سراغ آنها نمی رود نگهدارتان باشد. السلام علیکم جمیعا و رحمة الله و برکاته. ( این نامه) را در لحظاتی بسیار مهم و خطیر برای شما می نویسم. لحظاتی که در آن، اسلام به دست ملت مسلمان ایران و به رهبری امام خمینی دام ظله و همدستی دیگر نیروهای خیرخواه و علمای اعلام پیروزی قاطع و بی نظیری را محقق نمود؛ و در هنگامه ای که رویا و آرزوی بزرگ به حقیقت پیوست و ایده ها همچون آتشفشانی بر سر ظالمان فرود آمد و دولت حق و اسلام را در زمین برپا کرد. این اسلام که ستمگران و استعمارگران آن را در کوزه ها زندانی کرده بودند، به پا خواست و با بازوان جوانان ایران که هراسی از مرگ ندارند و ستم طاغوتیان آنها را از عزم و تصمیم خود باز نداشت، این کوزه ها را در هم شکست. و این خیزش، زمین را در زیر قدم های همه ستمگران به لرزه درآورد. و روح جدیدی در دل همه مسلمانان شرق و غرب زمین دمید و آنان را امیدوار ساخت. بر یکایک شما که از خوش اقبالیتان، زندگی کردن در کنف این تجربه اسلامی پیشگام است، واجب است که همه نیرو و امکانات و خدمات خود را در راه آنان مبذول نمایید، و هرگونه توقف بذل و کوشش در ساختن این مبانی که برای اسلام به پا می شود، روا نیست و هیچ حدی برای این مساله که پرچم آن با نیروی اسلامی برافراشته می شود، وجود ندارد. و در ساختن این بنای جدید به انرژی یکایک شما گرچه ناچیز باشد، نیاز است. و این امر باید روشن باشد که لازم است مرجعیت آقای خمینی که آرزوهای اسلام را در ایران امروز محقق ساخت، مورد پشتیبانی بی دریغ و مخلصانه قرار گیرد و گرداگرد آن جمع شد و از منافعش حمایت کرد. و در این شخصیت بزرگ ذوب شد، همان طوری که او در هدف عظیمش ذوب شد، و مرجعیت صالح و شایسته شخص معینی نیست، بلکه هدف و راه است. و هر مرجعیتی که بتواند این هدف و راه را محقق سازد، آن، مرجعیت صالح و شایسته ای است که باید مخلصانه برای ان تلاش کرد و ساحت مرجعیت در ایران را باید از هر امری که منجر به تضعیف آن شود و یا آن را از رهبری مرجعیت توانا و رشید محروم سازد، دور کرد. خداوند دستگیر شما باشد و چشمان شما را با این پیروزی روشن نماید و شما را به عنوان پشتوانه و ذخیره حفظ کند. والسلام علیکم یا احبتی و رحمة الله و برکاته پدرشما منبع: کنگره بین المللی آیت الله العظمی شهید صدر (قدس سره) |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 84 |
|
شهید اکبر نباتچیان
نام پدر: اسداله تاریخ تولد: 1340 تاریخ شهادت: 13 فروردین ماه 1360 مفقودالاثر تحصیلات: دیپلم از دست نوشته های شهید (مربوط به یک روز قبل از شهادت این عزیز) چهارشنبه دوازدهم فروردین ماه سال شصت امروز برابر با سومین سالروز جمهوری اسلامی است. دو سال پیش ملت بزرگ ایران به رهبری بزرگ مردی همچون امام خمینی جمهوری اسلامی را با رای خود برگزیدند. خدایا واقعا مثل خواب بود. چه کسی باور می کرد. جمهوری اسلامی در کشوری پای گیرد. این فقط جزء آرزوهای ما بود.آری هیچکس را یارای تصور روزی نبود که واقعا و حقیقتا حکومت اسلامی، همان اسلام پیامبر اکرم (ص)، همان حکومت مولا علی (ع) دراین کشور پا بگیرد. بارالها! شکر و شکر. اما به راستی چگونه می توان از این الطاف بزرگ تشکر کرد و شکرت نمود. چگونه می توان از عهدهی این همه منت تو برآمد، در هر حال من که به هیچ وجه لیاقت نداشتم اما امیدوارم که آیندگان بتوانند قدر این نعمت های تو را بدانند و ارج نهند. نمی دانم چند روز است که در این دهکده (دزلی) هستیم. فردا یا پس فردا ماموریتی هست که من هم جزء این افراد هستم. این ماموریت پاکسازی چند دهکده است. که جزء آخرین پایگاه های گروهک های ضد انقلاب است. احتمالا درگیری سختی خواهد بود. انشاءالله خداوند این لیاقت را به من بدهد که بتوانم کوچکترین وظیفه ی خود را نسبت به اسلام انجام دهم. الهی مرا هم جزء سربازان اسلام قرار ده و چنان شهامتی عطا فرما که همچون دلیران و جانبازان صدر اسلام بر صف کفر – به همراهی سایر برادران- حمله بریم و راه را برای پیش روی اسلام هموار گردانیم.
بارالها! این موجود پست را جز شهدای کربلای ایران قرار ده که بندگی مولا حسین را طوق گردنش نماید. اکبر نباتچیان
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 ، ساعت: 9:29 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| گلبرگ سرخ 21 |
|
تحویل حال امروز، اولین روز عید بود. گفتند که مراسم تحویل سال در محوطه قرارگاه برقرار خواهد شد. مراسم با پیام امام شروع شد. بعد از خاتمه پیام امام، یکی از برادران روحانی صحبت کرد. ناگفته نماند قبل از پیام امام، توسط همان برادر روحانی روضه ی اباعبدالله الحسین (ع) برقرار بود. پیام امام که تمام شد، زیارت عاشورا خواندیم و عرض کردیم: انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم. در همان حال بود که با خود می گفتم: یک سال گذشت. ای نفس تو هنوز زنده ای؟ یک سال گذشت و تو هنوز از قافله راهیان نور عقب مانده ای. یک سال از فقدان یارانت گذشت و تو هنوز در بی تفاوتی به سر می بری. تو هنوز خالص نشده ای. هر که را خدا خالص کرد شهیدش می کند. بدان که همه رفتند و تو با مشتی خاک مانده ای. با مشتی خاطره های فراموش ناشدنی. دانستم که ماندن چه سنگین است و فهمیدم که هر که زودتر برود رستگار است. 1/1/63 حرمان هور دست نوشته های شهید احمد رضا احدی |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: دوشنبه دهم فروردین 1388 ، ساعت: 11:7 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 83 |
|
شهید محمد حسین قشمی
تولد: 1331 شهادت: 7 فروردین 1361 محل شهادت: دزفول – منطقه ی شوش- عملیات فتح المبین نحوه ی شهادت: اصابت مستقیم گلوله به سر خاطره در سال 52 بود که حسین در تهران کار می کرد. یک روز صبح می خواست سر کار خود برود. در خیابان بهبودی یک دسته چک به مبلغ 25 هزار تومان و شناسنامه ی صاحب پول را پیدا می کند. در سال 52 مزد کارگری 18 تومان بوده و در آن موقع با مبلغ 25 هزار تومان می شد یک پیکان صفر کیلومتر خرید. اما محمد حسین با احساس مسئولیت و تعهدی که داشت پس از چند روز جستجو و تلاش صاحب چک را پیدا کرد و آن را به او تحویل داد. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: جمعه هفتم فروردین 1388 ، ساعت: 5:29 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| گلبرگ سرخ 20 |
|
یا هو [شوق تمنا- کمال انقطاع] ....دیگر نمی خواهم زنده بمانم. من محتاج نیست شدنم. من محتاج توام. خدایا! بگو ببارد باران؛ که کویر شوره زار قلبم سالهاست که سترون مانده است. من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم. خدایا! دیگر طاقت ماندن ندارم، بگذار این خشک زار وجودم، این مرده قلب من دیگر نباشد! بگذار این دیدگان دیگر نبیند. بس است هر چه دیده اند. بگذار این گوشهای صم دیگر نشوند. بس است هر چه شنیده اند. بگذار این دست و پاها دیگر حرکت نکنند. بس است هر چه جنبیده اند. خدایا! دوست دارم تنهای تنها بیایم، دور از هر کثرتی؛ دوست دارم، گمنام گمنام بیایم، دور از هر هویتی. خدایا! اگر بگویی: لیاقت نداری، خواهم گفت: لیاقت کدام یک از الطاف تو را داشته ام؟! خدایا! دوست دارم سوختن را؛ فنا شدن را، از همه جا جاری شدن، به سوی کمال انقطاع روان شدن .....
شهید احمد رضا احدی کتاب حرمان هور |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: سه شنبه چهارم فروردین 1388 ، ساعت: 17:50 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 82 |
|
شهید جواد گلشنی منفرد
نام پدر: 1339 تاریخ تولد: 1339 تاریخ شهادت: 2 فروردین 1361 عملیات فتح المبین- شوش بخشی از دست نوشته ی شهید : از فرصت استفاده کرده در این تاریکی تجدید وصیت می کنم: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة من رهبر زمانم را تا حد امکان و قدر معرفت شناختم که همانا از امامت امام زمان (عج) سرچشمه می گیرد و امام خمینی را نایب بر حق امام زمان می دانم و با کمال اطمینان می گویم هر کس به ولایت فقیه ایمان نداشته باشد به جاهلیت مرده، هر کس از من طلب دارد بیاید بگیرد و بر هر کس حقی دارم حلال می کنم و تقاضا دارم بخاطر امام زمان هر کس بر من حقی دارد حلال کند. همه را به خدا می سپارم و از خداوند طلب مغفرت دارم. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: یکشنبه دوم فروردین 1388 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| چه خبر؟! |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| سرویس عکس |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| نظر سنجی |
| برای آگاهی از آخرین اخبار وبلاگ در خبرنامه عضو شوید |
| درباره ما |
![]() هر اندیشه سبزی را خونی سرخ باید آبیاری کند تا بر جای بماند. غنچه در اوج عشق است که پیراهن میدرد و سرخ وجودش بیرون می افکند و راهیان حضور می دانند که سرانجام سبز، سرخ است. |
| آرشیو |
|
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 |
| پایگاههای مرتبط |
|
*سایت شهید دکتر چمران
*اطلاع رسانی شهید آوینی *شهید باکری *سایت شهید مطهری *سایت حمید داود آبادی *ساجد سایت جامع دفاع مقدس *سایت سرداران غرب و شمالغرب |
| آمار وبلاگ |