| طرح کتابخوانی | صفحه نخست | دلنوشته ها و دست نوشته ها | بانک سئوال | ارتباط با ما | درباره ما |
| تقویم رویش سرخ 81 |
|
رمضانعلی صدرخانی
نام پدر: رحمن تاریخ تولد: 1325 تاریخ شهادت: 29 اسفند 1360 عملیات فتح المبین محل شهادت: جبهه ی شوش نحوه ی شهادت: اصابت ترکش از وصیت نامه ی شهید: قسم به خون شهدای این سرزمین چیزی که ما را به این سرزمین می آورد مسئولیت و تعهد است. چون در مقابل خون پاک شهیدان باید جوابگو باشیم و جز برای رضای خدا و جهاد در راه او مقصدی ندارم. اگر خدا قبول کند در مقابل این همه نعمت های این انقلاب که باید قدر آنها را گرامی داریم که به پاس این نعمت ها و به پاس این شهدا تعهد داده ایم که برای این انقلاب و برای این که ادامه دهنده ی راه شهدا باشم و به یاری خدا راهشان را ادامه می دهیم. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 ، ساعت: 7:55 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| گلبرگ سرخ 19 |
|
... اما ای هور!
آرام باش! مبادا پسرک را بیدار کنی! مبادا بزم تنهایی اش را بهم بزنی! نمی دانم؛ شاید پسرک سرد و بی جان در فلان بستر یا در لا به لای انبوه نیهایت، ای هور، آرمیده باشد. شاید هور برای خیلی ها معنی دیگری داشته باشد؛ مثلا برای دبیر جغرافی که می گوید: هور سرزمین باتلاقی است؛ یا تجمع آبهایی را که درآنجا باعث به وجود آمدن اکو سیستمهای محدودی شده است گویند. معمولا این سرزمین ها در جاهایی یافت می شود که حرارت هوا زیاد باشد، و زمین هم پست و هموارو.... پوشش گیاهی آن هم خیزرانهایی که ارتفاعشان اندازه ارتفاع عمق خود هور هفت هشت متر یا شاید هم بیشتر و... آن دیگر مثلا دبیر بهداشت هم تعریف خود را می گوید: هور را می توان به عنوان یک اکوسیستمی تعبیر کرد که از نظر بیماریزایی اهمیت خاصی دارد. شیوع بیماریهای عفونی در مناطقی که هور است، باعث آندمیک شدن خیلی از بیماریهای عفونی منتقله به وسیله ی موجودات ذره بینی می شود. از نظر وجود حشرات، کلکسیونی است از انواع حشراتی که عینک حشره شناسان هم در دیدنشان ناتوان است. آبهایی را که محل مناسب و زمینه رشد انواع میکروبها نظیر مالاریا .... هر کس برای خود تعریفی از هور می کند. شاید هم درست باشد. ولی برای من هور- سوای شخصیت جغرافیایی، اپیدمیولوژیک و اقتصادی اش یا اصلا سوای شخصیت اسمی اش در فرهنگ نامه ها- معنی خاص دیگری می دهد. وقتی هور را می شنوم، خاطرات عجیبی در مغزم دور می زند. احساسهایم هور را این طور می خوانند: هور یعنی خون، یعنی تا آخرین لحظه ها ایستادن، هور یعنی فریاد، هور یعنی شهادتهای گمنام، هور یعنی مزار شهیدان بی جسد، هور یعنی مزار آبی. کتاب حرمان هور شهید احمد رضا احدی |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 ، ساعت: 22:52 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 80 : شهید مهدی باکری |
|
شهید مهدی باکری فرمانده ی لشکر 31 عاشورا
فرزند: فیض اله ولادت: دوازده فروردین 1333 شهادت: عملیات بدر 25 اسفند ماه 1363 داستان عروج مهدی به نقل از شهید احمد کاظمی ...مهدی تماس گرفت گفت می آیی؟ گفتم: با سر گفت:زودتر آمدم خود را رساندم به ساحل دجله دیدم همه چیز متلاشی شده و قایق ها را آتش زده اند.با مهدی تماس گرفتم گفتم چه خبرشده،مهدی؟ نمی توانست حرف بزند. وقتی هم زد با همان رمز خودمان حرف زد گفت: اینجا اشغال زیاد است. نمیتوانم. از آن طرف از قرار گاه مرتب تماس می گرفتند می گفتند: هر طور شده به مهدی بگو بیاید عقب مهدی می گفت نمیتواند. من اصرار کردم.به قرار گاه هم گفتم.گفتند :پس برو خودت برش دار بیاورش. نشد نتوانستم. وسیله نبود.آتش هم آنقدر زیاد بود که هیچ چاره یی جز اصرار برایم نماند. گفتم:((تو را خدا،تو را به جان هر کس دوست داری،هر جوری هست خودت را بیا برسان به ساحل، بیا این طرف)) گفت:((پاشو تو بیا، احمد!اگر بیایی، دیگر برای همیشه پیش هم هستیم))
گفتم:این جا،با این آتش، نمیتوانم.تو لااقل... گفت:((اگر بدانی این جا چه جای خوبی شده،احمد.پاشو بیا!بچه ها این جا خیلی تنها هستند)). فاصله ما هفتصد متری می شد.راهی نبود.آن محاصره و آن آتش نمیگذاشت من بروم برسم به مهدی و مهدی مرتب می گفت:پاشو بیا ،احمد! صداش مثل همیشه نبود .احساس کردم زخمی شده.حتی صدای تیر های کلاش از توی بی سیم می آمد.بارها التماس کردم.بارها تماس گرفتم.تا اینکه دیگر جواب نداد.بی سیم چی اش گوشی را برداشت گفت:اقا مهدی نمی خواهد،یعنی نمیتواند حرف بزند... ارتباط قطع شد.تماس گرفتم،باز هم وباز هم، ونشد... برای خواندن خاطره از این عزیز ادامه ی مطلب را کلیک فرمایید. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 79: شهید کریمی |
|
شهید عباس کریمی تولد: 1336 قهرود کاشان شهادت: عملیات بدر 23 اسفند 1363
نحوه ی شهادت به نقل از همرزم : در عملیات بدر، حاج عباس پس از سرکشی سنگرهای اطراف، به سنگر دیده بانی بازگشت. در یک لحظه با شنیدن صدای مهیبی روی زمین دراز کشیدم خوب دقت کردم تا بدانم گلوله ی تانک کجا اصابت کرده، خدایا چه می بینم؟ توی این سنگر حاج عباس بود! او را از سنگر بیرون کشیدم. ترکشی پشت سرش را متلاشی کرده بود اما چشمهایش هنوز نگران بسیجیان بود. او را داخل قایق گذاشته و با سرعت به طرف پست امداد حرکت کردیم. اما دیگر فایده ای نداشت همه چیز تمام شد.... قایق آرام به طرف اورژانس حرکت کرد در حالی که حاج عباس با چهره ای معصوم در زیر پتو آرمیده بود. پیکر خونی و خیس او را داخل آمبولانس گذاشته و به سمت دو کوهه راه افتادیم و به نیت آخرین وداع، پیکر او را دور زمین صبحگاه طواف داده به سمت تهران حرکت کردیم. دو روز بعد پیکرش در کنار مزار شهید اقارب پرست به خاک سپرده شد و بار دیگر مسافری از جزیره ی مجنون به بهشت زهرا (س) میهمان گشت. برای خواندن خاطره و وصیت نامه ادامه ی مطلب را کلیک فرمایید. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 78 |
|
شهید سید رضا صادقی
نام پدر: کریم تولد: 1346 سوم دبیرستان بی سیم چی شهادت: 21 اسفند ماه 1362 نحوه ی شهادت: اصابت ترکش از وصیت نامه ی شهید: آری بدانید که..... تنها هدفم در تمام نا امیدیها عاشقانه در راه خدا گام نهادن بود. هموطن قدر این امام عزیز را بدانید و شما را به خدا سوگند همواره رهرو راهش باشید که راهی جز راه حسین نیست. تو ای خواهرم قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من، خواهرم حجابت را حافظ باش و منافقین را به لرزه درآور و این چنین باش تا مرید زینب باشی. برای خواندن خاطره ای که در یادداشتهای این عزیز آمده است ادامه ی مطلب را کلیک کنید. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 ، ساعت: 5:41 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 77: شهید همت |
|
شهید محمد ابراهیم همت (فاتح خیبر) تولد: 12 فروردین 1333 اصفهان شهادت: 17 اسفند ماه 1362 اگر من افتخار داشتم شهید شوم از امام بخواهید برایم دعا کند تا شاید خدا من رو سیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد. (شهید حاج محمد ابراهیم همت)
اول خاطره ی مربوط به این عکس می دانید چرا انگشت حاج همت باند پیچی شده است؟ یک روز بعد از سخنرانی ایشان، رزمندگان تحت امرشان برای ابراز علاقه به طرفش هجوم می آورند و انگشت حاجی می شکند. و اما این که شهید همت موقع شهادت سر در بدن نداشتند و از روی لباسشان شناسایی می شوند... برا من فقط یک تصادف نبود.... آخه شنیده بودم قبل از تولد محمد ابراهیم، مادر که به زیارت کربلا رفته اند دچار کسالت می شوند و دکترها از زنده به دنیا آمدن کودکش ناامیدند. مادر به امام حسین (ع) متوسل می شوند و کودک صحیح و سالم متولد می شود.... خاطره ی ((نفر چهاردهم)) به نقل از همسر شهید: یکی دو ماه قبل از شهادت او، در اسلام آباد این دفترچه را دیدم. نام سیزده نفر درآن نوشته بود، و جای نفر چهاردهم یک خط تیره کشیده بود. پرسیدم: ((این چهاردهمی کیه؟ چرا ننوشته ای؟)) گفت: ((این را تو دیگرباید دعا کنی)). فهمیدم که این جای خالی را برای خودش در نظر گرفته است و به زودی به دوستان شهیدش ملحق خواهد شد. منبع: کتاب سردار خیبر سر رسید یاران ناب |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: شنبه هفدهم اسفند 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ76: امام حسن عسگری (ع) |
|
شهادت امام حسن عسگری (ع) تسلیت باد امام حسن عسگری (ع): كسی كه برادرش را مخفيانه موعظه كند به او زينت بخشيده و كسی كه او را در انظار مردم پند دهد، با او دشمنی كرده است.
بار دیگر شد ز کینه زنده غم های مدینه چون بقیع، سامرا از کین خراب است..قلب شیعه در این ماتم کباب است برای خواندن نحوه ی شهادت این امام عزیز ادامه ی مطلب را کلیک فرمایید. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: جمعه شانزدهم اسفند 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 75: شهید یعقوبعلی محمدی |
|
شهید حجةالسلام یعقوبعلی محمدی ![]()
نام پدر: سلطانعلی محل تولد: روستای حسین آباد نحوه ی شهادت: اصابت تیر این یاس سپید سرخ در 28/9/1330 به شکوفه تولد نشست؛ در روستای حسین آباد زنجان و به هنگام کوچ فصل زرد خزان و برگ ریزان. او در روستای زادگاهش قدم به مکتب قرآن می نهد تا آیه های روشن و زلال وحی را به تلاوت و تعلم می نشیند و همگام و همزمان با آن سالهای پر نشاط دوران دبستان را به دست جاده های دور و دراز زمان می سپارد. 12 بهار خرم از آغاز حیات سبزش نگذشته بود بار هجرت بر دوش نهاده و به سوی حوزه ی علمیه ولبصر (عج) زنجان کوچ می کند؛ شستشوی جان و روان در زلال معرفت و جرعه نوشی از چشمه سار گوارای تفقه در دین. این طلبه ی تلاشگر درشهای حوزه را تا سطح ((لمعتین)) درنزد اساتید وقت فرا گرفته و همزمان با آن و حضور در کلاسهای شبانه موفق به اخذ دیپلم ادبی می شود. ولی این دو هرگز او را از سفرهای تبلیغی برای نشر فرهنگ دینی و تبیین احکام اسلامی باز نمی دارد. با طلوع سپیده ی بیداری بر توش و تلاش غریق شط عشق افزوده می شود؛ حضور در اجتماعات گوناگون شهرها و روستاها و افشاگری علیه نظام فاسد پهلوی. با پیروزی انقلاب خونین لاله ها، شهید محمدی مسئولیت کمیته زنجان را به عهده می گیرد تا در سنگر حراست از دستاوردهای ارزشمند خون سرخ لاله ها تدوام بخش قیام مقدس اسلامی باشد. او که عهده دار مسئولیت اداره بخشی از امور شهر است با حضور در جلسات مسئولان شهر به تبادل نظر با آنان می پردازد و سرانجام در یکی از همین جلسات و به هنگام وضو بدست منافق کوردلی، به شهادت می رسد و او که پیشانیش هدف تیر جهل و جفا قرار گرفته بود، چهره ی مردانه اش به رنگ سرخ عاشورا ارغوانی می شود و چون عاشق شیدایی قدم به باغ بهشت تماشای یار نهاده و جاودانه می گردد. از این ره یافته وصال یار دو فرزند پسر به یادگار مانده است، باشد که پیام خون پدر را در گوش زمان نجوا کنند.
کتاب قاموس لاله ها
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 ، ساعت: 6:39 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 74 :شهید احمد رضا احدی |
|
شهید احمد رضا احدی
دانشجوی پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران تولد: آبان ماه 1345 - اهواز شهادت: 12 اسفند ماه 1365 در درگیری با کمینهای دشمن بعثی پس از 15 روز که پیکر خونینش میهمان آفتاب بود باز گردانیده و در آرامگاه عاشورای ملایر به آغوش خاک سپرده شد.
وصیت نامه : احمد رضا احدی بسم ا... الرحمن الرحیم فقط: ((نگذارید حرف امام به زمین بماند همین)) حدود یکماه روزه قرض دارم آن را برایم بگیرید و برایم از همگی حلالی بخواهید والسلام کوچکترین سرباز امام زمان (عج) احمد رضا احدی منبع : کتاب حرمان هور
برای خواندن نوشته ای از این شهید عزیز ادامه ی مطلب را کلیک فرمایید |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 73 : شهید حسین خرازی |
|
شهید حسین خرازی برای حمیده ی عزیزم ![]()
تولد: محرم 1336 شهادت: شلمچه هشتم اسفند ماه 1365 مصادف با روز عاشورا نحوه ی شهادت: گفته بود چند دیگ غذا بگذارند تو نفربر و ببرند خط. ماشین های غذا را می زدند و بچه ها گرسنه مانده بودند. اوضاع بدجوری گره خورده بود. گفتند: راننده نفر بر آماده شده برای بردن غذا. گریه اش گرفت و به همه گفت: از این راننده یاد بگیرید. می داند هر کس قبل از او رفته، بر نگشته، اما دارد می رود. اصلا من باید بروم این راننده را ببینم و پیشانی اش را ببوسم. حاجی رفت پیشانی اش را ببوسد، پیرمرد بود. گفت: هر طوری شده این غذا باید به بچه ها برسد. اگر نمی توانی بگو خودم بنشینم پشت فرمان. همان جا بود که خمپاره آمد.. ....ناگهان دلها فرو ریخت، جانها افسردند، بسیجیها همه گریستند. اما تو بر خاک افتاده بودی و گونه های پیرمرد هنوز گرمی بوسه هایت را احساس می کرد.
وصیت نامه استغفرالله ، خدایا امان از تاریکی و تنگی و فشار قبر و سوال نکیر و منکر در روز محشر و قیامت، به فریادم برس. خدایا دل شکسته و مضطرم. صاحب پیروزی و موفقیت را تو می دانم و بس وبر تو توکل دارم. خدایا تا زمان عملیات، فاصله ی زیادی نیست، خدایا، به قول امام خمینی (ره) تو فرمانده کل قوا هستی، خودت رزمندگان را پیروز گردان، شر مدام کافر را از سر مسلمین بکن. خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهکاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول کن و از فیض عظمای شهادت نصیب و بهره مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم... می دانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و ممکن است زیاده روی کرده باشم، خلاصه برایم رد مظالم کنید و آمرزش بخواهید. والسلام حسین خرازی 1/10/1365
منبع:
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: پنجشنبه هشتم اسفند 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 72 : شهید حسن باقری |
|
شهید حسن باقری فرمانده ی گردان ولی عصر (عج)
شهید حسن باقری : نفر دوم از دست راست می باشد. بقیه هم شهیدند: از راست: شهید طاهر اسدی، شهید باقری، شهید....ناصر احمدی، شهید علیرضا مولایی، شهید محمد اشتری، شهید احمد یوسفی، نفر جلویی نشسته شهید داود شبیری
تولد: 1339/3/2 شهادت: 1362/12/7 عملیات خیبر جزیره ی مجنون تو محاصره تو جزیره شهید می شوند و پیکرشان سالها مهمان جزیره
از یادداشتهای این عزیز
روز جمعه 1359/10/12 ساعت 11/30 منطقه ی جنگی دارخوین/ سلیمانیه در حالی که گرمای خورشید روح آدمی را زنده می کند و آهنگ دلنواز سرودهای رادیو انقلاب انسان را از خود بی خود می کند، صدای انفجار گلوله های توپ و خمپاره انسان را به خود می آورد. احساس حضور مرگ دراین جا، انسان را به یاد دادگاه عدل الهی می اندازد. مرگی که انسان را بسوی یکی از دو جایگاه ابدی بهشت موعود و یا جهنم مخوف رهنمون خواهد شد. ای خدای مهربان، ما چگونه در دادگاه تو حاضر باشیم و با چه رویی، با کوله بار سنگین گناه. مرگ ، سایه ای که در خوزستان انسان را قدم به قدم تعقیب می کند. خوشا به حال آنانکه با مرگ خویش، خدای خویش را خوشحال کرده و باعث پیشرفت دین خدا شدند. پس ای نویسنده، سعی کن این لحظات را همیشه به یاد داشته باشی و خدا را از نظر دور نداری.
برای خواندن شعری که دوستی به یاد این شهید سرودند ادامه ی مطلب را کلیک فرمایید. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 71 |
|
به مناسبت شهادت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: سه شنبه ششم اسفند 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 70 |
|
شهید علی نظریان ![]() نام پدر: احمد شهادت: 1360/12/4 سال 1336 که از راه رسید، علی در دومین روز از ماه نخست پاییزش رویید، در روستای ((آغبلاغ گروس)) از توابع شهر بیجار. او که کوچه های سر سبز کودکی را از پی هم می دوید، تلاوت سرود جاوید وحی را، نزد پدر فرا گرفت و هنوز چند سالی از آغاز حیاتش نگذشته بود که همراه خانواده اش، جامه دان هجرت را برگرفت و روانه ی زنجان گردید. وقتی که پا به سن دبستان نهاد، مدرسه توفیق مقدمش را گرامی داشت و او پس از طی دوران متوسطه در دبیرستان دکتر شریعتی و شهید محمد منتظری، در رشته ی حقوق دانشگاه تهران پذيرفته شد. شعله های ستم سوز نهضت که زبانه کشید، شهيد نظریان در دانشگاه بود و دوران تحصیلی اش را می گذراند. او همدل و همراه مردم به ایل بزرگ انقلاب پیوست و بهار سر سبز پیروزی را به انتظار سرخ نشست و سرانجام سپیده حق بردمید. نهال نورس انقلاب که بار و بر داد، علی چند ماهی به عنوان جانشین دادستان انقلاب، در شهر بیجار به کار پرداخت.آنگاه با فراخوان مشمولان لیسانس، روانه خدمت سربازی گشت. ماههای خون و شهادت، یکی پس از دیگری در گذرند و صحنه های نبرد حق علیه باطل، ناب ترین مناظر هستی را نظاره گرند؛ خاک، خون، گلوله و گلهای زیبا در خاک و خون می شکفند. گویا بناست که راز سر به مهر آفرینش انسان، در این برهه از تاریخ آفرینش، برملاتر شود و خدا شاهکار خلقت خود را به رخ فرشتگان کشد. و در این میان علی، چندی است که در کسوت افسر وظیفه، آشنای جبهه ها گشته و شانه به شانه مردان جنگ می رزمد. دیگر به همت یاران دین، تجاوز زمین گیر گشته و سردار نگون بخت قادسیه، به جای رویای فتح سه روزه تهران خوابهای آشفته می بیند. علی مدتی است در جبهه آبادان به سر می برد، روزهایی که از عطر گلها و گلوله ها موج می زند و اینک نوبت اوست، گلوله ها به مهمانی عرشیانش می خوانند، ضیافت نور بر گرد خوان حضور. و چنین بود که در چهارمین روز از آخرین ماه زمستان60، گرمای وصل در رگهای روح و روانش دویده و او در منطقه فیاضیه آبادان، خود را به کاروان همیشه روان شهیدان می رساند. قامت سرو و خونین علی را به زنجان آورده و در مدفن بالای کشتگان عشق به دست ابدیت می سپارند. کتاب قاموس لاله ها |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: یکشنبه چهارم اسفند 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 69: شهید محلاتی |
|
شهید فضل الله رضازاده معروف به محلاتی
تولد: 1309 محلات شهادت: 1 اسفند ماه 1364 نحوه ی شهادت: برای حضور در عملیات والفجر 8 عازم جبهه بود، هواپیمایی که او و تعدادی از مسئولین را به جبهه میبرد هدف حمله ی هواپیماهای عراقی قرار گرفت و روحش به لقا حق پیوست.
خاطره در مورد این شهید عزیز از شهید صیاد شیرازی نیت خیر بعد از جلسه گفتم: (( توی جلسه خیلی جوش می زنید، ملتهب هستید)). گفت: (( بچه های سپاه اسمم را گذاشته اند جوشکار)). با تعجب پرسیدم: ((چرا جوشکار؟)) گفت: ((سعی می کنم حرفها را به هم نزدیک کنم، اختلاف نظرها را کم کنم تا وحدت نظر به وجود بیاید، به این خاطر می گویند)). گفتم: ((نیت شما خیر است، صفت بدی هم برایتان نیست)). او با همه ی وجود برای سپاه دل می سوزاند. اگر مانعی برای سپاه می تراشیدند شهید محلاتی تا می توانست در رفع آن تلاش می کرد. منبع: کتاب "پرواز در پرواز " |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: پنجشنبه یکم اسفند 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| چه خبر؟! |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| سرویس عکس |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| نظر سنجی |
| برای آگاهی از آخرین اخبار وبلاگ در خبرنامه عضو شوید |
| درباره ما |
![]() هر اندیشه سبزی را خونی سرخ باید آبیاری کند تا بر جای بماند. غنچه در اوج عشق است که پیراهن میدرد و سرخ وجودش بیرون می افکند و راهیان حضور می دانند که سرانجام سبز، سرخ است. |
| آرشیو |
|
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 |
| پایگاههای مرتبط |
|
*سایت شهید دکتر چمران
*اطلاع رسانی شهید آوینی *شهید باکری *سایت شهید مطهری *سایت حمید داود آبادی *ساجد سایت جامع دفاع مقدس *سایت سرداران غرب و شمالغرب |
| آمار وبلاگ |