| طرح کتابخوانی | صفحه نخست | دلنوشته ها و دست نوشته ها | بانک سئوال | ارتباط با ما | درباره ما |
| تقویم رویش سرخ 30 |
|
شهید حاج عباس ورامینی
شهادت: شهيد ورامينی دانشجوی پيرو خط امام که در تسخير لانه جاسوسی مسووليت گروه اطلاعات و عمليات را برعهده داشت ، در روز بيست و هشتم سال 62 در مرحله سوم عمليات والفجر 4 در ارتفاعات کاني مانگا در منطقه پنجوين عراق به شهادت رسيد. نامه شهید حاج عباس ورامینی به فرزند خردسالش میثم
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت میثم کوچولو سلام عرض می کنم و از خدا می خواهم که تو یادگارم را زیر سایه خود حفظ نماید و خود او نگهدار تو باشد.
آره میثم جان!
بابا رفت به صحرای کربلای ایران، خوزستان داغ ، تا شاید درد حسین (علیه السلام) را با تمام گوشت و پوستش حس کند.
بابا رفت تا شاید بوی خون حسین(علیه السلام) به مشامش برسد.
بابا رفت تا شاید بتواند بر رگ بریده حسین(علیه السلام) بوسه بزند.
بابا رفت تا شاید بتواند با خون ناقابلش راه کربلا را بر روی تمام دلهایی که هوای کربلا دارند باز بکند .
بابا رفت تا شاید دیگر برود و پهلوی تو نباشد اما این را بدان که همه چیز ناپایدار است چه برای تو و چه برای من . تنها چیزی که باقی می ماند و قابل اتکاء است خداست .
میثم جان! سال گذشته در چنین روزی ساعت چهار صبح به دنیا آمدی یکسال از عمرت گذشت چه بسا در چنین روزی که روز به دنیا آمدن تو است بابا پهلوت نباشه اما هیچ عیبی نداره خدای بابا که تو را دوست داره که هست پس ناراحت نباش و همیشه به خدا فکر کن تا دلت آرام باشد. پس بابا رفت.
خداحافظ
14/2/1361- ورامینی
منبع: وبلاگ گوگ تپه
برا خواندن وصیت نامه ی شهید ادامه ی مطلب را کلیلک فرمایید. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 29 |
|
شهید مهدی(ادواردو) آنیلی
تولد: 6 ژوئن 1954 فرزند سناتور" جيووانی آنيلی"
ثروتمندترين مرد ايتاليا و مالك كارخانجات اتومبيل سازی فيات،
فراری ،لامبورگينی ،لانچيا ،آلفارمو، ايوكو، به همراه چندين
كارخانه توليد قطعات صنعتی، چند بانك خصوصی، شركتهای طراحی مد ولباس، روزنامه های پرتيراژ "لاستامپا" و "كوريره دلاسرا" ، باشگاه اتومبيل
رانی فراری وباشگاه فوتبال يوونتوس می باشد . علاوه بر اينها چندين شركت ساختمان سازی، راه سازی، توليد لوازم پزشكی وهليكوپتر سازی هم وجود دارد كه خانواده آنيلی جزء سهامداران اصلی آنها می باشند. شهادت: 15 نوامبر سال 2000(24 آبان 1379) جسد بی
جان وی در زير پل "ژنرال فرانكو رومانو" پيدا شد, ظاهر قضيه نشان می
داد كه وی از روی پل به پائين پرت شده است. برای خواندن مطالب بیشتر در مورد این عزیز ادامه ی مطلب را کلیک فرمایید. روزنامه ها وشبكه ها ی تلويزيونی در مورد درگذشت او اخباری را پخش كردند.
معتاد و بيمار توصيف كردند ، اما در ميان حجم عظيم اخبار منتشره، خبری از انجمن فارغ التحصيلان ايتاليا منتشر شد كه ادواردو را يك مسلمان شيعه معرفی كرد و ادعا نمود كه وی توسط عوامل صهيونيست به شهادت رسيده است .اما عليرغم ارسال اين خبر برای رسانه های مختلف هيچكدام حتی اشاره ای
هم به آن نكردند.
است که بنابر اين تحقيقات خاصی انجام نشد و جسد وی بدون كالبد شكافی در همان روز دفن شد . من عجيب است كه چطور وی را
كالبد شكافی نكردند, در حالی كه اينجا اگر سگها و گربه ها در كنار خيابان بميرند كالبدشكافی می شوند . واقعيت اين است كه ادواردو قبل از انقلاب مسلمان شده بود وپس از شيعه شدنش اسمش به مهدی تغيير داده شد . ظاهراً اولين آشنايی وی با انقلاب از طريق يكی از
مصاحبه های "دكتر محمد حسن قديری ابيانه" (رايزن مطبوعاتی سفارت ايران در ايتاليا بين سالهای 58
تا 61) از طريق تلويزيون ايتاليا
بوده است و پس از آن برای ديدار با وی به سفارت مراجعه می كند و
پيوند دوستی بين آنها ايجاد می شود. روایت عاشقی : دكتر قديری ابيانه شرح مسلمان شدنش را از او می پرسد . زدم و كتابها را نگاه می كردم
چشمم افتاد به قرآن . كنجكاو شدم كه ببينم در قرآن چه چيزی آمده است. آنرا برداشتم وشروع كردم به ورق زدن و آياتش ر ا به انگليسی خواندم ، احساس كردم كه اين كلمات ،كلمات نورانی است ونمی تواند
گفته بشر باشد. خيلی تحت تاثير قرار گرفتم, آنرا امانت گرفتم
وبيشتر مطالعه كردم و احساس كردم كه آن را می فهمم و قبول دارم . منبع : وبلاگ شهید مهدی آنیلی |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 28 |
|
شهید سید علی اندرزگو
تولد: رمضان 1318 شمسی در محله ی شوش تهران نوجوانی : آشنایی با نواب صفوی، تشکیلات فداییان اسلام و راه مبارزاتی آنها شرکت در قیام 15 خرداد و دریافت هدیه ای از امام دستگیری و زندانی شدن به دنبال حوادث 15 خرداد در سن 18 سالگی ورود به شاخه نظامی هیات موتلفه جمعیت های اسلامی و شرکت در ترور منصور محکوم به اعدام غیابی پس از آن رفتن به عراق و استفاده بردن از نعمات وجودی امام بازگشت به ایران در سال 1345 ادامه ی مبارزه در شهرهای مختلف تهران، قم و.... با نامهای مستعار عبدالكریم سپهرنیا،
دكتر حسینی، شیخ عباس تهرانی، ابوالحسن نحوی، سیّد ابوالقاسم
واسعی، محمد حسین الجوهرچی رفتن به افغانستان به مدت 1 ماه و برگشت به مشهد تشرف به حج، دیدار امام در نجف اشرف سفر به سوریه و لبنان شهادت: از آن جایی كه
ماموران ساواك به طور دایم در جستجوی وی بودند، توانستند اطلاعاتی
حین شكنجه تعدادی از مبارزان اسلامی، از اندرزگو به دست آورند. ساواكی
ها در چارچوب این اطلاعات تلفن های قسمت وسیعی از شهر تهران
را تحت كنترل گرفتند تا توانستند، رد مكالمات او را به دست آورند و پی بردند كه شهید اندرزگو روز
19 ماه مبارك رمضان افطار را در
منزل یكی از دوستانش خواهد بود.
شهید اندرزگو، نزدیكی غروب آن روز با یك موتور
گازی راهی منزل دوستش شد؛ ماموران ساواك قبلاً منطقه را به
محاصره در آورده بودند. وی پس از ورود به خیابان سقاباشی متوجه حضور ماموران
ساواك شد، اما برای فرار از مهلكه، دیگر دیر شده بود .
وی با پناه گرفتن در پشت یك اتومبیل سعی در گمراه كردن ماموران داشت ،
اما ماموران رژیم از
فاصله دور پاهای او را مورد هدف قرار دادند. شهید اندرزگو در حالی كه خون، به شدت از پاهایش جاری بود،
توانست تعدادی از اسنادی را كه در جیب داشت در دهان گذاشته و بجود
و تعداد دیگر را نیز با خون خود آغشته كرد تا به دست ماموران
ساواك نیافتد.
دژخیمان رژیم كه سخت از این چریك مسلمان وحشت داشتند از
فاصله دور او را به گلوله بسته بودند و از این باك داشتند كه
اندرزگو به خودش مواد منفجره بسته باشد، آن ها وقتی مطمئن شدند كه
اندرزگو قادر به انجام حركتی نیست به وی نزدیك و او را روی برانكارد
قرار دادند، اما سّید با تكانی خود را از روی برانكارد به داخل جوی آب
انداخت. لحظه شهادت فرا رسیده بود و او در روز ضربت خوردن مولایش علی
(ع) و در حالی كه روزه بود و روزه خود را با خوردن اسناد باز
كرد، به لقای پروردگارش شتافت. سیّد همواره گفته بود كه: «زنده
مرا نخواهند یافت» و سرانجام نیز چنین شد. شهید اندرزگو چریكی بود كه دامنه مبارزاتش، از
لبنان تا افغانستان گسترده بود.
او در مدّت اقامتش در لبنان، در تشكل بخشیدن به گروه های بسیاری از مبارزان پراكنده فلسطینی موفقیت
هایی كسب كرد. ساواك 15 سال سایه وار دنبال او می گشت، لكن هر
وقت به مخفیگاه وی می رسید، سیّد توانسته بود از دام
ماموران بگریزد.
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 27 |
|
و به آنان که در راه خدا کشته شوند مرده نگویید، بلکه زنده ی ابدی هستند و لیکن همه ی شما این حقیقت را در نخواهید یافت. ( سوره بقره آیه 154) شهید حسن رضا (غلام رضا) باقری نام پدر: فرضعلی محصل اول دبیرستان محل شهادت: عین خوش حین عملیات محرم نحوه ی شهادت: اصابت گلوله به قلب تاریخ شهادت: 20/8/1361 تقدیم به شهیدی ( شهید حسن رضا باقری) که برایم این آیه ی (سوره ی بقره آیه 154) قرآن را به تفسیر نشست. اهل آبادانه و بزرگ شده ی خارج..... گهگاهی به وطنش سر می زنه و یادی تازه می کنه ...... یه شب خواب می بینه .... می ره یه شهری ..... یه خونه ای ..... البته خیلی هم خونه نبود ..... شبیه یه مسجد ..... ولی مسجد نبود ....با نور سبز .... یه عالمه عکس ..... یه عکس بهش لبخند می زنه و سلام می ده ..... از خواب که پا می شه .... صلیبش رو آویزون گردنش می کنه .... یا حضرت مسیح ... این خواب یعنی چی؟ اسم اون شهر تو یادشه ..... چند وقت بعد تو مسیرش سری به اون شهر می زنه .... اون خونه رو پیدا می کنه .... می ره توش .... پر از رنگ سبز ...... نور مهتابی های سبز آرومش می کنه .... انگاری تو کلیساست ..... قشنگ به همه
جا نگاه می کنه اون عکس آشنا رو می بینه .... به اونایی که اونجا کار می کنن می گه بچه گیهاش تو آبادان بوده .... و جنگ رو خوب لمس و حس کرده ..... می گه حالام مشغول مداوای درد عجیبشه که نمی تونن تشخیصش بدن ..... توموره ... چیه ..... دنبال مداواش که می ره .... خودش رو تنها احساس نمی کنه .... آشنا با هاشه .... همه وقت همه جا براش آیه های نور رو زمزمه می کنه .... اون خیلی نمی فهمه ... ولی براش قشنگه ..... قشنگ قشنگ ..... یه عصری زنگ می زنه و می گه .... فردا عمل دارم ... الان هم دارم قرآن می خونم .... عمل می شه ..... خوب می شه .... تومور نبوده .... ترکش های ریز که تو بدنش شده بودند کیست .... حالا شده مسلمون ..... و داره قصه ی ناجی و دوستای ناجیش رو به تشنه ها روایت می کنه ..... حالا یه جمله از شهید حسن رضا بشنویم : ((خواهرم اگر می دانستی که هر روز چندین بار در جبهه شهید می شوم اکنون چادر را تنها یک پوشش ساده نمی دانستی.)) و اما شعر روی مزارش: من شهیدم جان خود را در راه قرآن باختم رمز یا
زینب بگفتم سوی دشمن تاختم پی نوشت: این قصه نبود واقعی بود. ما الان پی این دوست هستیم که حسن رضای عزیز آیه ی هدایتش بود. اگر از ایشان نشانی داشتید لطفا به این ایمیل:beyadeh.reza@gmail.com با ما مکاتبه کنید. |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: دوشنبه بیستم آبان 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 26 |
|
شهید جلیل بیگلی
تولد: 6/2/1346 نام پدر: همت علی میزان تحصیلات: دوم راهنمایی شغل: پاسدار محل شهادت: عین خوش عملیات محرم نحوه ی شهادت: اصابت گلوله به سر تاریخ شهادت: 16/8/1361 بخشی از نامه ی شهید (( باری امروز که نامه را می نویسم یک یا دو روز به محرم مانده، ما اینجا گاهی عزاداری می کنیم و گاهی به آموزش می رویم و شما هم وقتی به مسجد می روید و عزاداری حسین را می کنید امیدوارم که راه او را و اهل بیتش را ادامه دهید یعنی هم خون بدهید هم جوان بدهید و هم صبر کنید و هم چون زینب با سخنان خویش دشمن را خوار بکنید و دوستان را شاد . هم خودتان و همه ملت عزیز ایران، امام و اسلام را یاری کنید. امیدوارم که هر چه زودتر کربلا را فتح کنیم و به یاری خدا، همه معلولین و خانواده شهدا برای زیارت حسین راهی کربلا شوند. انشا ء ا...)) |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 ، ساعت: 9:25 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 25 |
|
شهید سید حسین صادقی تاریخ تولد: 9/8/1339 محل تولد: زنجان میزان تحصیلات : دیپلم مسئولیت در جبهه: فرمانده گردان محل شهادت: عین خوش نحوه ی شهادت: اصابت گلوله تانک تاریخ شهادت: 14/8/1361 محل دفن: مزار شهدای پایین
خاطره به نقل از مادر شهید: خواب دیدم عموی بزرگوارش که سالها پیش فوت کرده بود شناسنامه ی حسین را از من گرفت و امضاء کرد. وقتی بیدار شدم خوابم را برای شهید تعریف کردم و تعبیری که با خوشحالی کرد این بود که گفت: مادر شهادت نامه ام امضاء شد.
خاطره به نقل از همرزم شهید: در آخرین باری که می خواست اعزام شود به من گفت: دیگر خسته شدم از این که تمام شهدا را بدرقه می کنم و کسی برای من همت نمی کند. خودم باید شروع کنم تا بعدا شما هم بیایید.
برای خواندن خاطره ی زیبای همسر شهید ادامه مطلب را کلیلک فرمایید |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: سه شنبه چهاردهم آبان 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 24 |
|
شهید مبارکعلی بیات نام پدر: حاج علی تولد: 5/6/1346 محل تولد: روستای آق بلاغ نام مستعار: شوذب تحصیلات: دوم ابتدایی شغل: نانوا سمت در جبهه: فرمانده دسته ی تخریب محل شهادت: عین خوش نحوه ی شهادت: اصابت گلوله به ناحیه شکم و پا محل دفن: زنجان
فرازی از وصیت نامه ی شهید ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین در میدان نبرد شهید شد. ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد. مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین و با هدف شهید شد. ای مادران مبادا ازرفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود.
بدانیم: عملیات محرم شروع: 10 آبان ماه 1361 منطقه: شرهانی، زبیدات |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: یکشنبه دوازدهم آبان 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 23 |
|
شهید محراب آیت الله قاضی طباطبایی
در۶جمادی الاول ۱۳۳۱هـ.ق درشهرتبريز به دنیا آمد. براي كسب علم به مدرسه علوم دينی طالبيه تبريز رفت. چندی بعد، دوران سختگيری رضاشاه به روحانيان آغاز شد. او و پدرش جزو مبارزان بودند. درحالی كه ۱۶ساله بود، به همراه پدرش به تهران تبعيد شد. اندكی بعد به مشهد تبعيد شدند و يكسال درآنجا زندگی كردند. در۲۹سالگی وپس از پايان سطوح مقدماتی تحصيل خود، راهی قم شد و يازده سال در آن شهر از كلاس درس مراجعی چون آيت الله محمدحجت كوه كمری، آيت الله سيدصدرالدين صدر، آيت الله محمدرضا گلپايگانی ، آيت الله مرعشی نجفی ، آيت الله بروجردی و آيت الله خمينی بهره مند شد. پس از آن به محضر درس آيت الله كاشف الغطاء، آيت الله محسن حكيم، آيت الله عبدالحسين رشتی، آيت الله حاج ميرزا باقر زنجانی و آيت الله بجنوردی درعراق شتافت. او از روش عملی و سياسی آيت الله كاشف الغطاء كه از اوضاع سياسی مسلمانان ناراضی بود و بارها حوزه علميه را ترك كرده و به جمع مبارزان با نيروهای استعمارگر انگلستان رفته بود، الگو گرفت. بعد از ۳سال اقامت درعراق، به تبريز بازگشت. درحالی كه ۲۰آيت الله ومرجع بزرگ شيعه جهان اسلام، به او اجازه اجتهاد داده بودند. مدتی را در تبعید در کرمان، تبریز و زنجان به سر برد. در برپایی عزاداری به مناسبت شهادت سید مصطفی خمینی نقش فعال داشت. در قیام مردم تبریز هم نقش داشتند. شهادت: او در شبانگاه عيدقربان و به هنگام بازگشت از نماز مغرب و عشاء در ۱۰ آبان ۱۳۵۸ ترور شد و۴۳ كتاب ، ميراث علمی ، از او به جا ماند. خاطره: يك روزنامه نگار تبريزي : اعتراف سريع به اشتباه آيت الله قاضی جزو معدود امام جمعه ها بود كه اگر در عبادات و اعمال خود ، اشتباه می كرد و متوجه آن می شد، به سرعت به آن اعتراف می كرد و به جبران آن می پرداخت. مثلاً او در نمازهای جمعه دچارسهو می شد. وقتي نماز تمام می شد، به اشتباه خود درمقابل مردم اعتراف می كرد و از نو نماز می خواند و نگران موقعيت خود درميان مردم نبود. منبع: سایت ایرنا
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: جمعه دهم آبان 1387 ، ساعت: 9:25 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 22 |
|
محمد حسین فهمیده
تولد: اول اردیبهشت 1346 در شهر قم شهادت : هشتم آبان ماه 1359 مزار: بهشت زهراي تهران قطعه 24 رديف 44 شماره 11 امام خمینی (ره): رهبرما آن طفل دوازده ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش ازصدها زبان و قلم ما بزرگتر است ، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.
نحوه ی شهادت: در جریان حمله به خرمشهر ، حسین می بیند که تانکهای عراقی به سمت رزمندگان اسلام هجوم آورده و درصدد محاصره و قتل عام آنها هستند . او در حالیکه چند عدد نارنجک به کمرش بسته و تعدادی را در دستش گرفته بود به طرف تانکها حرکت می کند . تیری به پای او می خورد و مجروح می شود . بدون هیچ تردید از لابلای تیرها ، خود را به تانک پیشرو رسانیده و با نارنجک ، تانک را منفجر می کند و خود نیز تکه تکه می شود . پس از انفجار ، نیروهای دشمن گمان می کنند که حمله ای صورت گرفته ، روحیه خود را می بازند و به سرعت تانکها را رها کرده ، فرار می کند . در نتیجه محاصره شکسته می شود و پس از مدتی نیروهای کمکی سرمی رسند . منبع: سایت تبیان
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: چهارشنبه هشتم آبان 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| گلبرگ سرخ 9 |
|
درک شهادت شهادت خلوت عاشق و معشوق است؛ شهادت برای غیر شهید تفسیر ناپذیر است .... آنان که در زندان تن اسیرند، اگر به تفسیر ننشینند از درک قصه ی آن عاجز خواهند بود، فقط شهید می تواند شهادت را درک کند. شهید کسی نیست که در خون بغلتد. شهید در این دنیا قبل از این که به خون تپد شهید است.
شهید سعید قربانی نژاد
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: دوشنبه ششم آبان 1387 ، ساعت: 14:33 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 21 |
|
شهادت امام جعفر صادق (ع)
امام جعفر صادق (ع): محبوب ترین برادرانم نزد من کسی است که عیب هایم را به من هدیه دهد.
ولادت امام و نامگذاری امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر و مادرش ام فروه است. رسول خدا سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید.
شهادت: پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان، دوره سختی ها و انزوای دوباره ی آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور، شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود. سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید .
|
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: شنبه چهارم آبان 1387 ، ساعت: 0:0 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| تقویم رویش سرخ 20 |
|
سید مصطفی خمینی سید مصطفی در آذر 1309 شمسی، در قم متولد شد. و تحصیلات ابتدایی رادر مدرسه های «باقریه» و «سنایی» به پایان رساند. سپس، به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و در سال 1330، سطح را به پایان رسانید و در درس خارج امام قدس سره و آیت الله بروجردی قدس سره حضور یافت و دیری نپایید كه به درجه ی اجتهاد رسید و از تقلید بی نیاز شد. از دیگر اساتید او در علوم اسلامی، علاّمه طباطبایی، آیات عظام داماد، شیخ مرتضی حائری، سید محمد باقر سلطانی، شهید صدوقی، حاج شیخ محمد جواد قزوینی و سید ابوالحسن قزوینی هستند.
مبارزات شهید از 1341 شروع شد و تا شهادتشان ادامه داشت. شهادت: آیت الله سید مصطفی خمینی، در نیمه ی شب یكشنبه اول آبان 1356، به شكل مرموزانه ای به شهادت رسید. پیام امام خمینی قدس سره امام قدس سره در پیامی خطاب به ملت ایران، فرمودند: این طور قضایا مهم نیست، خیلی پیش می آید، برای همه ی مردم پیش می آید و خداوند تبارك و تعالی الطافی دارد به ظاهر و الطافی خفیه است. یك الطاف خفیه ای خدای تبارك و تعالی دارد كه ما علم به آن نداریم اطلاعی بر او نداریم، و چون ناقص هستیم از حیث علم، از حیث عمل از هر جهتی ناقص هستیم. از این جهت در این طور اموری كه پیش می آید جزع و فزع می كنیم، صبر نمی كنیم، این برای نقصان معرفت ماست به مقام باری تعالی. اگر اطلاع داشتیم از آن الطاف خفیه ای كه خدای تبارك و تعالی نسبت به عبادش دارد »انه لطیف علی العباد» و اطلاع بر آن مسایل داشتیم، در این طور چیزهایی كه جزیی است و مهم نیست، آن قدر بی طاقت نبودیم، می فهمیدیم كه مصالحی در كار است، یك الطافی در كار است، یك تربیت هایی در كار است. منبع: سایت تبیان |
|
|
[ابتدای مطلب] |
[ابتدای صفحه]
روز: چهارشنبه یکم آبان 1387 ، ساعت: 6:6 ، نگارنده: روابط عمومی وبلاگ راهیان حضور | باز نشر مطالب « راهیان حضور » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است . Copyright 2007 . All Right Reserved |
| چه خبر؟! |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| سرویس عکس |
| اول | قبلی | بعدی | آخر |
| نظر سنجی |
| برای آگاهی از آخرین اخبار وبلاگ در خبرنامه عضو شوید |
| درباره ما |
![]() هر اندیشه سبزی را خونی سرخ باید آبیاری کند تا بر جای بماند. غنچه در اوج عشق است که پیراهن میدرد و سرخ وجودش بیرون می افکند و راهیان حضور می دانند که سرانجام سبز، سرخ است. |
| آرشیو |
|
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 |
| پایگاههای مرتبط |
|
*سایت شهید دکتر چمران
*اطلاع رسانی شهید آوینی *شهید باکری *سایت شهید مطهری *سایت حمید داود آبادی *ساجد سایت جامع دفاع مقدس *سایت سرداران غرب و شمالغرب |
| آمار وبلاگ |